|
وقتی به سخن گفتن دو نسل با مقداری فاصله زمانی در روستای خسروشیرین توجه می کنیم شاهد تفاوت هایی در کاربرد کلمات هستیم. به طور مثال اگر امروز یک پدربزرگ 60 یا 70 ساله با نوه ی نوجوان یا جوانش به گفتگو بنشینند کلماتی که هر کدام به کار می گیرند دارای تفاوت آشکاری است. به طور مثال به تفاوت بین این عبارات در کاربرد دو نسل توجه کنید: پدربزرگ: ببم او قدیم ندیمل عایدات کم بی. فقط یه چن تا پیله ور پیل من کیسشون بی. پسر جوان: (همین جمله را نسل جوان این گونه بازگویی می کند): او قدیمل درآمد کم بی. فقط یه چن تا دکون دار پیل داشتن. پیش تر کلماتی استفاده می شد که امروز دیگر به سختی بر زبان ها جاری می شود. کلماتی مانند: مواجب (حقوق)، اَکَرَه (درآمد)، غزونه غیب (خزانه غیب، ماوراء الطبیعة)، کوچَل (مچاله شدن دست پا بر اثر سرما)، سَنة (سال، قبلا می گفتند: سنهی چندی؟ الآن می پرسند: متولد چندی؟)، معقول (یک اسلوب خاص دارد که امروز جایش در گنجینه ی کلام، خالی است. مثلا می گفتند: معقول پیش تر یه چار تا تیره ی بارون ایزه ی: معقول قبلا چهار بار باران می بارید)، گِزگ (عادت، گِزگُم نی: عادت ندارم، برایم معمول و خوشایند نیست.)، جَخت (جَهد، جَخت کنیم: جهد کنیم، تلاش کنیم)، بَشن (بدن)، بُرجَه (برجُک، ابروی ساختمان که امروز به آن نقاب خانه می گویند) و ... البته کلماتی هم هستند که هنوز استفاده می شوند و هیچ گونه معادل فارسی ندارند. مانند کلمه ی «گِرا». مثل: گِرا خیلی لواس ورم بی و الا سرما ایخاردم. (اگر لباس زیاد تنم نبود سرما می خوردم). البته این ترجمه نمی تواند معادل دقیق آن جمله باشد، چون معادل شایسته ای برای واژهی «گرا» پیدا نمی شود. کلماتی هم هستند که تلفظ آنها تغییر کرده است. مانند عدد یک که قبلا می گفتند: یَک (به ی فتحه می دادند) ولی امروزه می گویند: یِک (با یاء مکسوره). به عدد هفده می گفتند: هَبدَه که اکنون می گویند: هِوده. همین طور عدد هیجده که به صورت هَژده یا هَجده تلفظ می شد ولی امروز میگویند: هِژدَه. اگر مقایسه ای بین کاربرد واژگان در بین دو نسل با فاصله ی سنی سی الی چهل سال صورت دهیم و همین طور مقایسه ای بین زبان جدید و قدیم فارسی انجام دهیم، می بینیم که شباهت هایی وجود دارد. یکی از این ویژگی های مشترک سیر نزولی ادبیات در گفتار و نوشتار است. قدیمتر به زبان بیشتر بها می دادند و مطالعه آثار ادبی بیشتر بود. افراد تلاش می کردند که با لحنی فاخر و ادبی سخن گویند. چه در زبان فارسی و چه در گویش خسروشیرینی ها این ویژگی محسوس و محرز است. کلماتی مانند: مواجب، عایدات، اَکَره ((AKARA، غزونه غیب (خزانه غیب)، اوشی (آب شیب)، پاچال (چاله ای که آب فاضلاب در آن جمع می شد)، معقول، بَشن (بدن) کلماتی ادبی هستند که حتی در شعر و نثر ادبی قدیم کاربرد داشته اند و تا دو دهه پیش در گویش خسروشیرینی رایج بودند و در محاورات به کار گرفته می شدند. زبان فارسی هم با همین روحیه تغییراتی یافته است. به طور مثال کلمه ی خوردن در قدیم همین طور نوشته می شد ولی به صورت: خَردن تلفظ میشده. اگر ما به این عبارت مشهور سعدی دقت کنیم: «دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند، یکی آن که آموخت و نکرد و دیگری آن که اندوخت و نخورد»، پی می بریم که برای حفظ وزن فاصله باید نخورد را نَخَرد تلفظ کنیم. همین طور واژه ی خوش که در قدیم به صورت: خَش تلفظ می شده. البته یزدی ها که سنت گراتر از سایرین هستند هنوز این کلمه رابه صورت خَش تلفظ می کنند. یا کلمه ی یَک که امروز به صورت یِک تلفظ می شود. یا کلماتی که با ه یا ـه (کسره) ختم میشوند قبلا به صورت فتحه تلفظ می شدند. مانند: نامِه که قبلاً می گفتند: نامَه. برخی حروف هم از پایان برخی کلمات حذف شده مانند: شَنبِد که شده است: شَنبه. در ابتدای برخی کلمات در قدیم الف بود که امروز برداشته شده مانند: اشکَفت که شده است: شِکفت یا اِشکُفه که شده است: شکوفه. در این مقایسه همچنین می فهمیم که گویش لری به زبان فارسی کهن نزدیکتر و در نتیجه ادبی تر و اصیل تر است.
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۵ساعت 12:23  توسط ع.ملایی
|
|